بیان فقر از دکتر شریعتی


میخواهم  بگویم ......

فقر  همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ......

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...... فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ،  همه جا سر میکشد ........                    

فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..

                  فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است

 

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيما

زنده است باد اگرچه زخمي عميق از كوه خورده است باد[گل]

نفیس

هرچه فکر میکنم نمیدونم باید فقر ریشه کن شه یا فقیر... شاید هم حق با هیتلر بود. تو برای طبیعت ارزش قائلی و کارت تحسین داره.

حامد

سلام هومن جان . خیلی زیبا بود .[گل]

سیمین پری

هومن جان متنی که در مورد فقر نوشته بودین فوق العاده بود

سیمین پری

هومن جان متنی که در مورد فقر نوشته بودین فوق العاده بود